خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد و رنج عشق سخن میگوید. شاعر خود را دیوانهای صادق میداند که عشقش به معشوق، قبلهگاه اوست. او از درد درونی خود میگوید و اینکه دیوانگی او نشانهای از عشق بیپایانش است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۱۶۳ - ابرِ نیسان دیده ی گریان ماست
ابرِ نیسان دیده ی گریان ماست
دوزخ سوزان دل بریان ماست ۱
چون ز درد سینه میگرییم زار
هرکجا دردیست در دیوان ماست ۲
سر ز جایی عاقبت بیرون کند
جنبشی کاندر میان جان ماست ۳
گر مسلمانیست این گر کافریست
قبلهٔ ما هم رخ جانان ماست ۴
عشق اگر نیک است اگر بد عاشقیم
یار اگر خوب است اگر زشت آن ماست ۵
بندهٔ دیوانگان صادقیم
گرچه گردون بندهٔ فرمان ماست ۶
کس نمیداند چو ما دیوانگی
کآیت دیوانگی در شأن ماست ۷
ما نزاری نیستیم او کیست هیچ
قطرهای از بحر بیپایان ماست ۸
دوزخ سوزان دل بریان ماست ۱
چون ز درد سینه میگرییم زار
هرکجا دردیست در دیوان ماست ۲
سر ز جایی عاقبت بیرون کند
جنبشی کاندر میان جان ماست ۳
گر مسلمانیست این گر کافریست
قبلهٔ ما هم رخ جانان ماست ۴
عشق اگر نیک است اگر بد عاشقیم
یار اگر خوب است اگر زشت آن ماست ۵
بندهٔ دیوانگان صادقیم
گرچه گردون بندهٔ فرمان ماست ۶
کس نمیداند چو ما دیوانگی
کآیت دیوانگی در شأن ماست ۷
ما نزاری نیستیم او کیست هیچ
قطرهای از بحر بیپایان ماست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - هر که را جانیست با جانان ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - جهان پرفتنه از جانانهٔ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.