خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به موضوع عشق و پیوند جاودانه بین عاشق و معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق پیش از آفرینش انسان وجود داشته است. شاعر تأکید می‌کند که حقیقت عشق فراتر از زمان و مکان است و تنها کسانی که در مسیر عشق گام برمی‌دارند، به حقیقت وجودی خود پی می‌برند. همچنین، اشاره‌ای به ارزش انسانیت و دوری از افراد ناسازگار دارد و از دیوانگی و کم‌مایگی انسان در عصر حاضر انتقاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۰ - تا دور آفرینش و تا عمر عالم است

تا دور آفرینش و تا عمر عالم است
پیوند عشق و عاشق و معشوق با هم است ۱

گر سرّ این رموز بدانی وجود عشق
پیش از سرشتن گِل حوا و آدم است ۲

آدم تویی به نقد و گر ناقدی تو را
آغاز آفرینش عالم همین دم است ۳

نه امّتان دور کمال پیمبریم
نه مصطفی ز مبدأ فطرت مقدم است ۴

پس هر که راست آمد و بر جاده میرود
هم فطرت مقدّم فرخنده مقدم است ۵

گو سقف آسمان و بساط زمین نباش
ماییم و سدّ عشق که جاوید محکم است ۶

یکباره از وجود برون آی و محو شو
در عین عشق هر دو جهانت مسلم است ۷

در معرض رضا سپر تیر عشق باش
عشاق را جراحت معشوق مرهم است ۸

گر عاقلی نصیحت ضدان نکن قبول
پرهیز کن که صحبت ضدان جهنم است ۹

دیوان آدمی صفت اند اهل روزگار
خود خاصه در زمانه ی ما آدمی کم است ۱۰

در چشم دیو مردم از اکرام فارغی
آنجا که آدمی بنی آدم مکرّم است ۱۱

هر جا که چند خر به فَرس بر سوار شد
ره باز ده که موکب صدر معظم است ۱۲

ترتیب مسکرات محال است اگر حسود
نقضی کند مرا چه تفاوت که را غم است ۱۳

در هر سخن ز رمزْ نزاری چو بنگری
صد نکته خوب تر ز دگر نکته مُدغم است ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - می بیارید که می داروی درد حکماست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - آن را که در فراق صبوری مسلم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.