این متن شعری عرفانی و معنوی است که به شکرانه رسیدن به مقصود و رهایی از بلاها میپردازد. شاعر از دوستانی یاد میکند که با ایمان و صبر به آب حیات رسیدند و کوری مدعیان را به محمد(ص) نسبت میدهد. او شکر خدا را به جا میآورد که زنده ماند و به آرزوهایش رسید. همچنین، از ثبات در عهد و تسلیم در برابر خدا سخن میگوید و از طمعهای دنیوی دوری میجوید. در پایان، ارزش دوست و هدایای معنوی را برتر از ثروت دنیوی میداند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۹ - دوستان با جگرِ تشنه رسید آب حیات
کوریِ مدّعیان را به محمّد صلوات ۱
شکرِ حق را که نمردیم و رسیدیم به کام
عاقبت هم اثری روی نمود از دعوات ۲
ما به فروسِ ملاقات رسیدیم و حسود
تا به جاوید بماناد ولی در درکات ۳
حق تعالی به کرم باز به ما در نگرید
وز سرِ مرحمت از دستِ بلا داد نجات ۴
آن کشیدیم ز ایّام که گر شرح دهیم
نیست ممکن که مهندس کند ادراکِ صفات ۵
چون دگر بی قدمان دست به هرکس نزدیم
عهدِ محکم نشکستیم و نمودیم ثبات ۶
کارِ ما با نفسِ باز پسین آمده بود
همه دل ها بنهادیم ضرورت به ممات ۷
خطِّ تسلیم بدادیم و طمع ببریدیم
بارِ دیگر ملک الموت بدل کرد برات ۸
اگرت سیم و زری نیست نزاری به نثار
سر به شکرانه در انداز و بده جان به زکات ۹
هرکسی را طمعی هست ولیکن ما را
چه به از دوست که آرند ز غربت سوغات ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.