خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و از باده و شادیهای شبانه یاد میکند. او از رقیب و زمانه شکایت دارد و آرزو میکند که صبح و آفتاب (یوسف) را ببیند. شاعر همچنین به فطرت و آفرینش خاص اشاره میکند و از بهشت و فردوس سخن میگوید. در نهایت، او از نقد زمانه و گرفتن حق خود از دنیا صحبت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عشقی پیچیده، اشاره به مینوشی و مفاهیم فلسفی است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۲ - مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب
مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب
بیار باده و گوهر هرچه باد امشب ۱
کمند زلف تو وجام باده هر دو به کف
رقیب را چه بماند به دست ، باد امشب ۲
مگر زمانه ببخشود بر من مسکین
که هم به وصل تو داد دلم بداد امشب ۳
صبا کجاست که یعقوب صبح را گوید
که آفتاب چو یوسف به چه فتاد امشب ۴
جهان ز مادر فطرت در آفرینش خاص
جز از برای تمنای من نزاد امشب ۵
اگر نه روز معادست و من بهشتی چیست
که آسمان در فردوس برگشاد امشب ۶
چو هیچ حاصلت از نقد دیّ و فردا نیست
نزاریا بستان از زمانه داد امشب ۷
بیار باده و گوهر هرچه باد امشب ۱
کمند زلف تو وجام باده هر دو به کف
رقیب را چه بماند به دست ، باد امشب ۲
مگر زمانه ببخشود بر من مسکین
که هم به وصل تو داد دلم بداد امشب ۳
صبا کجاست که یعقوب صبح را گوید
که آفتاب چو یوسف به چه فتاد امشب ۴
جهان ز مادر فطرت در آفرینش خاص
جز از برای تمنای من نزاد امشب ۵
اگر نه روز معادست و من بهشتی چیست
که آسمان در فردوس برگشاد امشب ۶
چو هیچ حاصلت از نقد دیّ و فردا نیست
نزاریا بستان از زمانه داد امشب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - مکن ملامتم ای شیخ اگر چه نیست ادب
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - دوش آمد بر سرم سرو خرامان نیمه شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.