خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و مستی و شادیهای زندگی سخن میگوید و با وجود انتقادات دیگران، به شیوه زندگی خود پایبند است. او از عشق و شراب به عنوان نمادهایی از لذت و شادی یاد میکند و در برابر حسادت و انتقادات دیگران مقاومت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۸۱ - مکن ملامتم ای شیخ اگر چه نیست ادب
مکن ملامتم ای شیخ اگر چه نیست ادب
صلاح و زهد و ورع لطف کن ز من مطلب ۱
حلال خواره چو من نیست دیگری در عصر
به روی دوست از آن می خورم شراب عنب ۲
عجب نباشد اگر بر من اعتراض کنند
که عاقلان جهان منکر من اند اغلب ۳
حریف پای خم و یار دست جام می ام
مرا به سر نشود از نشاط و عیش و طرب ۴
زمین به پای فرو کردم و زمانه به دست
شبی به کام نبردم به روز و روز به شب ۵
مگر شبی که دل آرام داشتم در بر
مگر دمی که لب جام داشتم بر لب ۶
اگر چه از می وصل و شراب هجر و خمار
به واجب از همه اسباب می شوند سبب ۷
ولیکن ار نرود بر مراد ما کاری
ز آفرینش اضداد نیست هیچ عجب ۸
حسود عیب کند بر من و عجب نبود
مریض محترق ار یاوه گوید اندر شب ۹
بسوخت جان نزاری کرشمه ی ترکی
کز آفتاب عجم دست برد و ماه عرب ۱۰
صلاح و زهد و ورع لطف کن ز من مطلب ۱
حلال خواره چو من نیست دیگری در عصر
به روی دوست از آن می خورم شراب عنب ۲
عجب نباشد اگر بر من اعتراض کنند
که عاقلان جهان منکر من اند اغلب ۳
حریف پای خم و یار دست جام می ام
مرا به سر نشود از نشاط و عیش و طرب ۴
زمین به پای فرو کردم و زمانه به دست
شبی به کام نبردم به روز و روز به شب ۵
مگر شبی که دل آرام داشتم در بر
مگر دمی که لب جام داشتم بر لب ۶
اگر چه از می وصل و شراب هجر و خمار
به واجب از همه اسباب می شوند سبب ۷
ولیکن ار نرود بر مراد ما کاری
ز آفرینش اضداد نیست هیچ عجب ۸
حسود عیب کند بر من و عجب نبود
مریض محترق ار یاوه گوید اندر شب ۹
بسوخت جان نزاری کرشمه ی ترکی
کز آفتاب عجم دست برد و ماه عرب ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - دوش مرا حالتی روی نمودی عجب
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.