این شعر عاشقانه از تغییر حالات عاشق و معشوق سخن میگوید. ابتدا از نشانههای عشق مانند بوی مشک و سمن یاد میکند، سپس به تغییر رفتار معشوق اشاره دارد که از سادگی به کبر و ناز گراییده است. شاعر از تأثیرات این تغییر بر خود میگوید که چگونه هر ویژگی معشوق (مانند زلف خمیده و دهان تنگ) بر او تأثیر گذاشته و او را در بند عشق اسیر کرده است. در پایان، شاعر با بوسهزدن و شکرگزاری، عشق خود را ابراز میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند بوسهزدن ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۶ - ترکی که همی بر سمن از مشک نشان کرد
یک باره سمن برگ به شمشاد نهانکرد ۱
تا ساده زَنَخ بود همه قصد به دل داشت
واکنون که خط آورد همه قصد بهجان کرد ۲
چون زلف به خم بود مرا پشت به خم کرد
چون تنگ دهان بود مرا تنگ جهان کرد ۳
دل بسته مرا باز بدان بند کمرکرد
خون بسته مرا باز بدان بسته میانکرد ۴
گفتم که کمر باز کنی طبع دژم کرد
گفتم که مرا بوسه دهی رویگرانکرد ۵
در جستم و بگرفتم و بنشاندم و گفتم
یارب زچنین روی نکو صبر توان کرد! ۶
صد بوسه زدم بر دهن و زلفش وگفتم
صد شکر مرآن راکه چنین زلف و دهانکرد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.