خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه معشوقش با رفتارهایش او را رنجانده است. او از نگاه و موهای معشوق به عنوان عوامل جذب و رنج خود یاد میکند و در نهایت به رابطهای لطیف و پدرانه اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵ - مشک نقاب قمر خویش کرد
مشک نقاب قمر خویش کرد
سیم حجاب حجر خویش کرد ۱
تا من بیچارهٔ دل خسته را
عاشق اندوه بر خویش کرد ۲
عیش من از ناخوشی آن خوش پسر
همچو شرنگ از شکر خویشکرد ۳
دید دلم ناوک مژگان او
حلقهٔ زلفش سپر خویش کرد ۴
کردم با او ز لطافت بسی
آنچه پدر با پسر خویش کرد ۵
سیم حجاب حجر خویش کرد ۱
تا من بیچارهٔ دل خسته را
عاشق اندوه بر خویش کرد ۲
عیش من از ناخوشی آن خوش پسر
همچو شرنگ از شکر خویشکرد ۳
دید دلم ناوک مژگان او
حلقهٔ زلفش سپر خویش کرد ۴
کردم با او ز لطافت بسی
آنچه پدر با پسر خویش کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - ترکی که همی بر سمن از مشک نشان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.