خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شبهایی میگوید که به یاد روزهای وصال معشوقش میافتد و از غم فراق فریاد میزند. او نگران است که مبادا مرگ به او فرصت ندهد تا دوباره روز وصال را ببیند و دلش شاد شود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفهوم مرگ و نگرانیهای وجودی، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۴۰ - شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
تا روز هزار گونه فریاد کنم ۱
ترسم که شب اجل امانم ندهد
تا باز بروز وصل دل شاد کنم ۲
تا روز هزار گونه فریاد کنم ۱
ترسم که شب اجل امانم ندهد
تا باز بروز وصل دل شاد کنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - ای دل ز وصال تو نشانی دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - بر آتش هجر عمری ار بنشینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.