خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و فراق میگوید و بیان میکند که دلش نشانههایی از وصال معشوق دارد، اما جانش از فراق او در عذاب است. تن بیچارهاش همه جهان را در وجود معشوق میدید، اما اکنون با حیلهای جان دوباره یافته است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۳۹ - ای دل ز وصال تو نشانی دارم
ای دل ز وصال تو نشانی دارم
وی جان ز فراق تو امانی دارم ۱
بیچاره تنم همه جهان داشت بتو
و اکنون بهز ار حیله جانی دارم ۲
وی جان ز فراق تو امانی دارم ۱
بیچاره تنم همه جهان داشت بتو
و اکنون بهز ار حیله جانی دارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - بفروختمت سزد بجان باز خرم
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.