خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از هلالی، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و رنجهای عشق میپردازد. شاعر با اشاره به ثابت بودن عشق و رنجهایش، از بیتفاوتی معشوق و آزارهای او گلایه میکند. در نهایت، شاعر از باختن دل و دین در راه معشوق سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و از دست دادن دل و دین نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۹۴ - صبح امید همانست و رخ یار همان
صبح امید همانست و رخ یار همان
تار آن طره شبرنگ و شب تار همان ۱
نیست چون هیچ تفاوت ز رقیبان با من
پیش تو یار همان باشد و اغیار همان ۲
طی شد افسانه هر عاشق و معشوق، که بود
قصه ما و تو در کوچه و بازار همان ۳
همره غیر چو باشی دلم آزرده مکن
جان من، بس بود آزار دل زار همان ۴
گویم، ای شوخ، به دیوار غم دل پس ازین
با تو گفتن چو همانست و به دیوار همان ۵
دل و دین باخت هلالی به تمنای وفا
و آن جفا جوی باو بر سر آزار همان ۶
تار آن طره شبرنگ و شب تار همان ۱
نیست چون هیچ تفاوت ز رقیبان با من
پیش تو یار همان باشد و اغیار همان ۲
طی شد افسانه هر عاشق و معشوق، که بود
قصه ما و تو در کوچه و بازار همان ۳
همره غیر چو باشی دلم آزرده مکن
جان من، بس بود آزار دل زار همان ۴
گویم، ای شوخ، به دیوار غم دل پس ازین
با تو گفتن چو همانست و به دیوار همان ۵
دل و دین باخت هلالی به تمنای وفا
و آن جفا جوی باو بر سر آزار همان ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - ای پریچهره من، چند نشینی به کسان؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - در قبای ارغوانی قد آن سرو روان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.