خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و احساسات درونی اشاره میکند. او از بلندپروازی و عشق به معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که در راه عشق باید از جان گذشت و دلباخت.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی و احساسی بالاتر است.
غزل ۲۸۷ - شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم
شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم
خلق مه جویند و ما نظاره ماهی کنیم ۱
پیش بالای بلندت فارغیم از یاد سرو
غایت پستی بود، گر فکر کوتاهی کنیم ۲
بی خیالت کی توان قطع بیابان فراق؟
ره خطرناکست، اول فکر همراهی کنیم ۳
خوی او بس نازک و ما بیقرار از درد دل
پیش او ناگه مبادا ناله و آهی کنیم ۴
در ره جانان، هلالی، رسم جانبازی خوشست
از سر جان بگذریم و کار دلخواهی کنیم ۵
خلق مه جویند و ما نظاره ماهی کنیم ۱
پیش بالای بلندت فارغیم از یاد سرو
غایت پستی بود، گر فکر کوتاهی کنیم ۲
بی خیالت کی توان قطع بیابان فراق؟
ره خطرناکست، اول فکر همراهی کنیم ۳
خوی او بس نازک و ما بیقرار از درد دل
پیش او ناگه مبادا ناله و آهی کنیم ۴
در ره جانان، هلالی، رسم جانبازی خوشست
از سر جان بگذریم و کار دلخواهی کنیم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶ - نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸ - ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.