خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از هلالی جغتایی بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. او خود را خاک پای معشوق میداند و از عشق سخن میگوید که حتی ذلت در راه آن را افتخار میشمرد. شاعر به فناپذیری دنیا و نزدیکی مرگ اشاره میکند و از معشوق میخواهد که این فرصت کوتاه را غنیمت شمارند. همچنین، او از بیوفایی دیگران و وفاداری خود به غم معشوق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند عشق، مرگ و فناپذیری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سگ توایم' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۲۸۳ - زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم
زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم
به هر طرف که نهی پای در قدم باشیم ۱
مکوش اینهمه در احترام و عزت ما
که ما به خواری عشق تو محترم باشیم ۲
مرو، که آخر ایام عمر نزدیکست
بیا، که یک دو سه روز دگر به هم باشیم ۳
غریب ملک وجودیم و اندکی ماندست
که باز ساکن سر منزل عدم باشیم ۴
رقیب را به جناب تو قدر بیش از ماست
سگ توایم، چرا از رقیب کم باشیم؟ ۵
حریف بزمگه عیش را وفایی نیست
رفیق ما غم یارست، یار غم باشیم ۶
نه حد ماست، هلالی، امید لطف از دوست
غنیمتست اگر قابل ستم باشیم ۷
به هر طرف که نهی پای در قدم باشیم ۱
مکوش اینهمه در احترام و عزت ما
که ما به خواری عشق تو محترم باشیم ۲
مرو، که آخر ایام عمر نزدیکست
بیا، که یک دو سه روز دگر به هم باشیم ۳
غریب ملک وجودیم و اندکی ماندست
که باز ساکن سر منزل عدم باشیم ۴
رقیب را به جناب تو قدر بیش از ماست
سگ توایم، چرا از رقیب کم باشیم؟ ۵
حریف بزمگه عیش را وفایی نیست
رفیق ما غم یارست، یار غم باشیم ۶
نه حد ماست، هلالی، امید لطف از دوست
غنیمتست اگر قابل ستم باشیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - خیز، تا امروز با هم ساغر صهبا کشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.