خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خنجر عاشقکشی، تیر مژگان، و خاک میدان، ابراز میکند که حاضر است به هر قیمتی حتی قربانی شدن، به معشوق برسد. او از هجران و دوری شکایت دارد و آرزو میکند که دوباره به وصال معشوق نائل شود.
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از تصاویر مانند 'خنجر عاشقکشی' و 'قتل عاشق' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۲۷۲ - عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
خنجر عاشق کشی برکش، که قربانت شوم ۱
قتل عاشق را مناسب نیست شمشیر اجل
سوی من بین تا هلاک تیر مژگانت شوم ۲
شد تن خاکی غبار و بر سر راهت نشست
عزم جولان کن! که خیزم، خاک میدانت شوم ۳
جلوه ای بنما و جولان ده سمند ناز را
تا خراب جلوه و مدهوش جولانت شوم ۴
مدتی شد سرفراز بزم وصلت بوده ام
بعد ازین مگذار تا پامال هجرانت شوم ۵
گوشه چشمی، که دل را جمع سازم اندکی
تا بکی آشفته زلف پریشانت شوم؟ ۶
چون هلالی سنگ طفلان می خورم در کوی تو
من سگ کویم، چه حد آنکه مهمانت شوم؟ ۷
خنجر عاشق کشی برکش، که قربانت شوم ۱
قتل عاشق را مناسب نیست شمشیر اجل
سوی من بین تا هلاک تیر مژگانت شوم ۲
شد تن خاکی غبار و بر سر راهت نشست
عزم جولان کن! که خیزم، خاک میدانت شوم ۳
جلوه ای بنما و جولان ده سمند ناز را
تا خراب جلوه و مدهوش جولانت شوم ۴
مدتی شد سرفراز بزم وصلت بوده ام
بعد ازین مگذار تا پامال هجرانت شوم ۵
گوشه چشمی، که دل را جمع سازم اندکی
تا بکی آشفته زلف پریشانت شوم؟ ۶
چون هلالی سنگ طفلان می خورم در کوی تو
من سگ کویم، چه حد آنکه مهمانت شوم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۱ - از پی آن دلبر شیرین شمایل می روم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳ - جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.