خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از زندگی و عشق خود رنج می‌برد. شاعر خود را فردی توصیف می‌کند که هر روز دل به معشوق می‌بندد و باز همان درد را تجربه می‌کند. او از رسوایی در عشق و رنج‌هایش می‌گوید و خود را بی‌نام و نشان در میان عاشقان می‌داند. در نهایت، شاعر خود را همچون هلالی می‌داند که سخنش بر سر زبان‌هاست.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۷ - آنکه از درد دل خود به فغانست منم

آنکه از درد دل خود به فغانست منم
وانکه از زندگی خویش به جانست منم ۱

آنکه هر روز دل از مهر بتان بردارد
چون شود روز دگر باز همانست منم ۲

آنکه در حسن کنون شهره شهرست تویی
وانکه در عشق تو رسوای جهانست منم ۳

آنکه در صومعه چل سال شب آورد به روز
وین زمان معتکف دیر مغانست منم ۴

در غمت گر چه به یک بار پریشان شده دل
آنکه صد بار پریشان تر از آنست منم ۵

عاشقان همه نامی و نشانی دارند
آنکه در عشق تو بی نام و نشانست منم ۶

عاقبت همچو هلالی شدم افسانه دهر
آنکه هر جا سخنش ورد زبانست منم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.