خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد جدایی، ناامیدی و رنج عشق شکایت میکند. او از بیوفایی معشوق و تنهایی خود مینالد و از زندگی پر از محنت و بیپناهی خود سخن میگوید. همچنین، به تضاد بین رند بودن و پارسایی اشاره میکند و از بینوایی و گرفتاری خود میگوید.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه، اندوه و تنهایی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رند بودن و پارسایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۶۰ - گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
من سگ آن آستانم، بی وفایی چون کنم؟ ۱
بعد عمری آشنا گشتی به صد خون جگر
باز اگر بیگانه گردی، آشنایی چون کنم؟ ۲
رفتی و در محنت جان کندنم انداختی
گر بیایی زنده مانم، ور نیایی چون کنم؟ ۳
زاهدا، از نقل و می بیهوده منعم میکنی
من که رندی کرده باشم، پارسایی چون کنم؟ ۴
گفته ای: تا کی هلالی زار نالد همچو عود؟
چون گرفتارم به چنگ بی نوایی چون کنم؟ ۵
من سگ آن آستانم، بی وفایی چون کنم؟ ۱
بعد عمری آشنا گشتی به صد خون جگر
باز اگر بیگانه گردی، آشنایی چون کنم؟ ۲
رفتی و در محنت جان کندنم انداختی
گر بیایی زنده مانم، ور نیایی چون کنم؟ ۳
زاهدا، از نقل و می بیهوده منعم میکنی
من که رندی کرده باشم، پارسایی چون کنم؟ ۴
گفته ای: تا کی هلالی زار نالد همچو عود؟
چون گرفتارم به چنگ بی نوایی چون کنم؟ ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
نظرها و حاشیه ها
۱
بیت آخر اینگونه است:
چون گرفتارم به چنگ و نی نوایی چون کنم؟
با سلام و احترام. در دیوان منتشر شده به تصحیح سعید نفیسی، به همین صورت "چون گرفتارم به چنگ بی نوایی چون کنم؟" نوشته شده است. آیا شما منبع دیگری در اختیار دارید؟