خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از درد دوری از معشوق و رنج هجران مینالد و بیقراری خود را بیان میکند. او از صبر در برابر این دوری ناتوان است و از خداوند طلب یاری میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۹ - ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
گر فتد دوری، معاذالله! صبوری چون کنم؟ ۱
از تو دوری بی ضرورت نیست ممکن، آه! اگر
قصه ای پیش آید و افتد ضروری چون کنم؟ ۲
محنت هجران کشم، یا تلخی هجران چشم؟
یک تن بیمار و چندین بی حضوری چون کنم؟ ۳
دور ازو جانم به لب، روزم به شب نزدیک شد
الله الله! چون کنم از دست دوری؟ چون کنم؟ ۴
من که دلتنگم، هلالی، بی رخ گلرنگ دوست
خوشدلی از دیدن گلهای سوری چون کنم؟ ۵
گر فتد دوری، معاذالله! صبوری چون کنم؟ ۱
از تو دوری بی ضرورت نیست ممکن، آه! اگر
قصه ای پیش آید و افتد ضروری چون کنم؟ ۲
محنت هجران کشم، یا تلخی هجران چشم؟
یک تن بیمار و چندین بی حضوری چون کنم؟ ۳
دور ازو جانم به لب، روزم به شب نزدیک شد
الله الله! چون کنم از دست دوری؟ چون کنم؟ ۴
من که دلتنگم، هلالی، بی رخ گلرنگ دوست
خوشدلی از دیدن گلهای سوری چون کنم؟ ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۸ - آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰ - گر جفایی رفت، از جانان جدایی چون کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.