خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر عاشقانه، عمیقاً از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او آرزو می‌کند که حتی به‌عنوان خاک زیر پای معشوق باشد، از درد عشق او لذت می‌برد و حاضر است سال‌ها منتظر مهربانی معشوق بماند. شاعر به‌طور کامل تسلیم عشق است و حتی جفا و ستم معشوق را با جان و دل می‌پذیرد.

متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۵ - کاشکی! خاک حریم حرمت می بودم

کاشکی! خاک حریم حرمت می‌بودم
می‌خرامیدی و من در قدمت می‌بودم ۱

بی غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!
پیش ازین، کاش! گرفتار غمت می‌بودم ۲

گر به پرسیدن من لطف نمی‌فرمودی
هم چنان کشته تیغ دو دمت می‌بودم ۳

گر به سر رشته مقصود رسیدی دستم
دست در سلسله خم به خمت می‌بودم ۴

گر مرا حشمت کونین میسر می‌شد
هم چنان بنده خیل و حشمت می‌بودم ۵

چون مریضی، که دلش مایل صحت باشد
عمرها طالب درد و المت می‌بودم ۶

هر چه خواهی بکن، ای دوست، که من از دل و جان
آرزومند جفا و ستمت می‌بودم ۷

تا تو یک ره به کرم سوی هلالی گذری
سال‌ها چشم به راه کرمت می‌بودم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - ز پیر میکده عمری در التماس شدم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - دو روز شد که ز درد فراق بیمارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.