خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری بی‌حد شاعر به معشوق است. شاعر خود را به خاک، گردباد، خنجر، گدا، مرغ حرم، مگس و هلاک تشبیه می‌کند تا نشان دهد چگونه حاضر است در راه معشوق فنا شود و به هر شکل که او بخواهد درآید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۱ - اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم

اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم ۱

کشی خنجر که: می‌سازم به دست خویش قربانت
چه لطفست این؟ که من قربان دست و خنجرت گردم ۲

تو ماه کشور حسنی و شاه لشکر خوبان
گدای کشورت باشم، اسیر لشکرت گردم ۳

پس از مردن چو در پرواز آید مرغ جان من
چو مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم ۴

مگس وارم، به تلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان
که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم ۵

هلالی را به هشیاری چه جای طعن؟ ای ساقی
بگردان ساغر می، تا هلاک ساغرت گردم ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - به راهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - به صد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.