خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فناپذیری انسان، و مفاهیم عرفانی میپردازد. شاعر با بیان درد و رنج خود، از جدایی روح و تن سخن میگوید و به زیباییهای زندگی و معنویت اشاره میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند مینوشی و مستی به عنوان نمادهای عرفانی استفاده شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مینوشی و مستی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۸ - نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
سینه ام چاکست، از چاک گریبان خود چه باک؟ ۱
می کشی بر غیر تیغ و می کشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک ۲
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
این تن پاک تو صد ره پاکتر از جان پاک ۳
خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل
تا چنین نازک نهالی بر دمد ز آن آب و خاک ۴
ای که از ما فارغی، گویا نمی دانی که ما
دردمندانیم و آه ما به غایت دردناک ۵
می پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگرست
آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک ۶
گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود
باز در کوی خراباتست مست و جامه چاک ۷
سینه ام چاکست، از چاک گریبان خود چه باک؟ ۱
می کشی بر غیر تیغ و می کشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک ۲
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
این تن پاک تو صد ره پاکتر از جان پاک ۳
خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل
تا چنین نازک نهالی بر دمد ز آن آب و خاک ۴
ای که از ما فارغی، گویا نمی دانی که ما
دردمندانیم و آه ما به غایت دردناک ۵
می پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگرست
آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک ۶
گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود
باز در کوی خراباتست مست و جامه چاک ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷ - وه! که رفت آن شوخ و بر ما کرد بیداد از فراق
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹ - ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.