خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فراق دردناک شاعر است. او معشوق را برتر از همه چیز توصیف میکند و از رنج دوری و نیاز به وصال مینالد. در نهایت، شاعر از دست دادن فرصتها را ابراز کرده و از معشوق کمک میطلبد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عشق و فراق است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۱ - ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر ۱
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز
خواهم شبی ز روز قیامت درازتر ۲
جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت
هرگز تبی نبود ازین جانگدازتر ۳
من در رهت نهاده بیاری سر نیاز
تو هر زمان زیاری من بی نیازتر ۴
درباختیم دنیی و عقبی بعشق پاک
در کوی عشق نیست ز ما پاکبازتر ۵
دردا! که باز کار هلالی ز دست رفت
کارش بساز، ای ز همه کارسازتر ۶
لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر ۱
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز
خواهم شبی ز روز قیامت درازتر ۲
جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت
هرگز تبی نبود ازین جانگدازتر ۳
من در رهت نهاده بیاری سر نیاز
تو هر زمان زیاری من بی نیازتر ۴
درباختیم دنیی و عقبی بعشق پاک
در کوی عشق نیست ز ما پاکبازتر ۵
دردا! که باز کار هلالی ز دست رفت
کارش بساز، ای ز همه کارسازتر ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰ - ای بخوبی از همه خوبان عالم خوب تر
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲ - تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.