خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به ستایش معشوق میپردازد و از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او از خاکساری در برابر معشوق و داغ عشق بر دل خود یاد میکند و به نادانی زاهد افسرده اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷۸ - وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
هم نمک می ریزد از تو، هم شکر ۱
خاک پایت، چون مرا فرق سرست
من چرا بر دارم از پای تو سر؟ ۲
خاک گشتم، لاله از خاکم دمید
هم چنان داغ تو دارم بر جگر ۳
بی خبر بودن ز عالم، آگهیست
زاهد افسرده کی دارد خبر؟ ۴
هم نمک می ریزد از تو، هم شکر ۱
خاک پایت، چون مرا فرق سرست
من چرا بر دارم از پای تو سر؟ ۲
خاک گشتم، لاله از خاکم دمید
هم چنان داغ تو دارم بر جگر ۳
بی خبر بودن ز عالم، آگهیست
زاهد افسرده کی دارد خبر؟ ۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.