خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد عشق و بی‌تفاوتی معشوق و رقیبان می‌نالد. او از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و از یار و دیگران می‌خواهد که به فکر حال او باشند. همچنین، از سودای عشق و مستی و شیدایی خود یاد می‌کند و از دوستان می‌خواهد که به حالش رسیدگی کنند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، غم و اندوه، و اشاره به مستی و شیدایی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۳ - ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟

ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟
ما خود از فکر شما مردیم، فکر ما کنید ۱

جان محزون در تنم امروز و فردا بیش نیست
فکر امروز من و اندیشه فردا کنید ۲

مردم از این غصه، میخواهم که یار آگه شود
ای رقیبان، بر سر تابوت من غوغا کنید ۳

چند با اغیار پردازید، ای سیمین بران
گاه گاهی هم به حال عاشقان پروا کنید ۴

میکند سودای زلفش روز مسکینان سیاه
ای سیه روزان مسکین، ترک این سودا کنید ۵

بسکه مخمورم، گرانی می‌کند دستار من
می فروشان، از سر من این بلا را وا کنید ۶

عاشقی‌های هلالی سر به شیدایی کشید
دوستان، فکری به حال عاشق شیدا کنید ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۲ - وه! که سودای تو آخر سر به شیدایی کشید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۴ - من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.