خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر ناامیدی و اندوه شاعر از بی‌وفایی و جفای معشوق است. شاعر از تلاش‌های بی‌ثمر خود برای رسیدن به وصال معشوق می‌گوید و از این که هیچ نوایی از جانب معشوق به او نرسیده است، شکایت می‌کند. او همچنین به بی‌وفایی دنیا و نرسیدن به آرزوهایش اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۰ - بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید

بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
سعی بسیار نمودیم، بجایی نرسید ۱

ما اسیران بتو هرگز ننمودیم وفا
که همان لحظه بما از تو جفایی نرسید ۲

قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرا
بی نوایی ز تو هرگز بنوایی نرسید ۳

با چنین قامت و بالا نرسیدی بکسی
کز تو بر سینه او تیر بلایی نرسید ۴

دیده، گو: آن بده گلشن امید مرا
کز گل این چمنم بوی وفایی نرسید ۵

حالتی نیست در آنکس، که بجان و دل او
فتنه جلوگر عشوه نمایی نرسید ۶

گر هلالی بوصالت نرسد نیست عجب
هیچ گه منصب شاهی بگدایی نرسید ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۹ - دل بدرد آمد و این درد بدرمان نرسید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۱ - گر دلم زین گونه آه دم به دم خواهد کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.