خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تغییر رفتار معشوق خود شکایت میکند و میپرسد که چرا پس از آن همه محبت و وفاداری، اکنون به جفا و ستم روی آورده است. او از آزارهای معشوق و ناپایداری عشقش گله میکند و تعجب میکند که چرا ابتدا او را به سوی خود خواند و سپس خوارش کرد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات عمیق و شکایت از جفا ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
غزل ۱۴۹ - با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
بعد ازان بی موجبی چندین جفاگاری چه بود؟ ۱
مرحمت بگذاشتی، تیغ جفا برداشتی
آن محبت ها کجا شد؟ این ستمگاری چه بود؟ ۲
مردم چشمم ز آزارت به خون آغشته شد
نور چشم من، بگو: کین مردم آزاری چه بود؟ ۳
من نمی گویم که: چندین دشمنی آخر چراست؟
لیک می پرسم که: اول آن همه یاری چه بود؟ ۴
زان دو گیسو، گر خدا قید گرفتاران نخواست
این همه ترتیب اسباب گرفتاری چه بود؟ ۵
گر نبود، ای شوخ، آهنگ دلازاری ترا
بی جهت با عاشقان آهنگ بیزاری چه بود؟ ۶
سوی خود خواندی هلالی را و راندی عاقبت
عزت او را بدل کردن به این خواری چه بود؟ ۷
بعد ازان بی موجبی چندین جفاگاری چه بود؟ ۱
مرحمت بگذاشتی، تیغ جفا برداشتی
آن محبت ها کجا شد؟ این ستمگاری چه بود؟ ۲
مردم چشمم ز آزارت به خون آغشته شد
نور چشم من، بگو: کین مردم آزاری چه بود؟ ۳
من نمی گویم که: چندین دشمنی آخر چراست؟
لیک می پرسم که: اول آن همه یاری چه بود؟ ۴
زان دو گیسو، گر خدا قید گرفتاران نخواست
این همه ترتیب اسباب گرفتاری چه بود؟ ۵
گر نبود، ای شوخ، آهنگ دلازاری ترا
بی جهت با عاشقان آهنگ بیزاری چه بود؟ ۶
سوی خود خواندی هلالی را و راندی عاقبت
عزت او را بدل کردن به این خواری چه بود؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.