خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، وفاداری، رابطه بین عاشق و معشوق، و مصلحتاندیشی در عشق میپردازد. شاعر از ناآگاهی خود از نیرنگ معشوق سخن میگوید و به مقایسهای بین رفتار عاشقان و مصلحتاندیشی پادشاهان اشاره میکند. در نهایت، به ستایش از معشوق و سعادت خدمت به او پرداخته میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و استعاری موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۳ - عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟ ۱
دلم به عشوه ربود اول و ندانستم
که آخر اینهمه شوخی و دلبری داند ۲
به عاشقان ستم دوست عین مصلحتست
که شاه مصلحت کار لشکری داند ۳
حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرس
که قد گوهر سیراب گوهری داند ۴
بناز گفت: هلالی کمینه بنده ماست
زهی سعادت! اگر بنده پروری داند ۵
پری کجا روش آدمی گری داند؟ ۱
دلم به عشوه ربود اول و ندانستم
که آخر اینهمه شوخی و دلبری داند ۲
به عاشقان ستم دوست عین مصلحتست
که شاه مصلحت کار لشکری داند ۳
حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرس
که قد گوهر سیراب گوهری داند ۴
بناز گفت: هلالی کمینه بنده ماست
زهی سعادت! اگر بنده پروری داند ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته اند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - جهان و هر چه درو هست پایدار نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.