خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، توصیفی زیبا از معشوق و احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، سبزه و چمن، زیبایی معشوق را ستایش میکند و از دل سخت و نازکاندیشی او شکایت دارد. همچنین، شاعر از رازداری و خلوت عاشقانه سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۳۲ - جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته اند
جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته اند
بر وی از رشته جان پیرهنی ساخته اند ۱
بر گلت سبزه عنبر شکنی ساخته اند
از گل و سبزه عجایب چمنی ساخته اند ۲
تن سیمین تو نازک، دل سنگین تو سخت
بوالعجب سنگدل و سیم تنی ساخته اند ۳
الله! الله! چه توان گفت رخ و زلف ترا؟
گوییا از گل و سنبل چمنی ساخته اند ۴
خوش بخند، ای گل بستان لطافت، که ترا
بر گل از غنچه خندان دهنی ساخته اند ۵
من که باشم که تو گویی سخن همچو منی؟
مردم از بهر دل من سخنی ساخته اند ۶
میکنم کوه غم از حسرت شیرین دهنان
از من، این سنگدلان، کوهکنی ساخته اند ۷
بعد ازین راز هلالی نتوان داشت نهان
که به هر خلوت از آن انجمنی ساخته اند ۸
بر وی از رشته جان پیرهنی ساخته اند ۱
بر گلت سبزه عنبر شکنی ساخته اند
از گل و سبزه عجایب چمنی ساخته اند ۲
تن سیمین تو نازک، دل سنگین تو سخت
بوالعجب سنگدل و سیم تنی ساخته اند ۳
الله! الله! چه توان گفت رخ و زلف ترا؟
گوییا از گل و سنبل چمنی ساخته اند ۴
خوش بخند، ای گل بستان لطافت، که ترا
بر گل از غنچه خندان دهنی ساخته اند ۵
من که باشم که تو گویی سخن همچو منی؟
مردم از بهر دل من سخنی ساخته اند ۶
میکنم کوه غم از حسرت شیرین دهنان
از من، این سنگدلان، کوهکنی ساخته اند ۷
بعد ازین راز هلالی نتوان داشت نهان
که به هر خلوت از آن انجمنی ساخته اند ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.