خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه را بیان می‌کند. شاعر از دل شکسته، اشک‌های بی‌پایان و ناامیدی در عشق سخن می‌گوید. او به بی‌وفایی معشوق اشاره کرده و از نابودی امیدهایش در اثر فراق می‌نالد. در پایان، شاعر به عشق خود اشاره می‌کند که به مراد دلش رسیده است.

متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دل‌شکستگی و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۱ - از حال و دل و دیده مپرسید که چون شد؟

از حال و دل و دیده مپرسید که چون شد؟
خون شد دل و از رهگذر دیده برون شد ۱

ما بی خبران، چون خبر از خویش نداریم
حال دل آواره چه دانیم که چون شد؟ ۲

دل خون شد و از دست هنوزش نگذاری
بگذار، خدا را، که دل از دست تو خون شد ۳

تا باد صبا در شکن زلف تو ره یافت
بهر دل ما سلسله جنبان جنون شد ۴

کردیم به امید وفا صبر، ولیکن
هر چند که کردیم جفای تو فزون شد ۵

هر قصر امیدی، که برافراخته بودیم
از سیل فراق تو به یک بار نگون شد ۶

در عشق تو گویند: بشد کار هلالی
کاری که مراد دل او بود کنون شد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.