خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و تنهایی خود می‌پردازد. او آرزوی جهانی را دارد که تنها او و معشوقش حضور داشته باشند و هیچ رقیب و غریبه‌ای وجود نداشته باشد. شاعر از رنج عشق و گرفتاری در آن سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند. همچنین، او به ناپایداری دنیا و بی‌وفایی آن اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که زندگی بدون یار ارزشی ندارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات اشاره به رنج و تنهایی دارند که ممکن است برای گروه‌های سنی پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۲ - می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد

می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
من باشم و او باشد و اغیار نباشد ۱

آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت
کان جا ز رقیبان تو آثار نباشد ۲

هر جا حبیبست به پهلوی رقیبست
در باغ جهان یک گل بی خار نباشد ۳

بر من که گرفتار توام رحم مفرمای
رحمست بر آن کس که گرفتار نباشد ۴

ما خانه خرابیم و نداریم پناهی
ویرانه‌ی ما را در و دیوار نباشد ۵

تقصیر وفا رسم رقیبست، عجب نیست
هرگز سگ دیوانه وفادار نباشد ۶

بی یار به عالم نتوان بود، هلالی
عالم به چه کار آید اگر یار نباشد؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.