خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و غم سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که در عشق به معشوق، از دنیا بی‌خبر شده و غم عشق را بر هر چیزی ترجیح می‌دهد. او عشق را هدف آفرینش انسان می‌داند و معتقد است بدون عشق، انسانیت معنا ندارد. همچنین، شاعر به جنون عشق و مقایسه‌اش با داستان لیلی و مجنون اشاره می‌کند و تأکید دارد که درد عشق از هر درمانی ارزشمندتر است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و ادبی نیاز به دانش و تجربه بیشتری دارد تا به خوبی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۷۵ - در دل بی خبران جز غم عالم غم نیست

در دل بی خبران جز غم عالم غم نیست
در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست ۱

خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
هر که خاک ره عشق تو نشد آدم نیست ۲

از جنون من و حسن تو سخن بسیارست
قصه ی ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست ۳

گر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازند
کی گذاریم؟ که آن داغ کم از مرهم نیست ۴

بس که سودای تو دارم غم خود نیست مرا
گر ازین پیش غمی بود کنون آن هم نیست ۵

من که امروز هلاک دم جان بخش توام
دم عیسی چه کنم؟ چون دم او این دم نیست ۶

غنچه ی خرمی از خاک هلالی مطلب
که سر روضه ی او جای دل خرم نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۴ - بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.