شاعر در این شعر از وحدت و یگانگی با معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام وجودش، از جمله دل، سخن و قول، با معشوق یکی است. او از ناتوانی در توصیف معشوق با زبانهای مختلف میگوید و تأکید میکند که ماه و زهره در برابر معشوق یکسان هستند. شاعر همچنین به شکستهای متعدد در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند و در نهایت، وحدت کامل خود با معشوق را در عشق توصیف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۳ - من با تو یک دلم، سخن و قول من یکیست
اینست قول من که شنیدی، سخن یکیست ۱
بگداختم، چنان که اگر سر برم به جیب
کس پی نمی برد که درین پیرهن یکیست ۲
خواهم به صد هزار زبان وصف او کنم
لیکن مقصرم، که زبان در دهن یکیست ۳
ماه مرا به زهره جبینان چه نسبتست؟
ایشان چو انجمند و مه انجمن یکیست ۴
صد بار از تو شوکت خوبان شکست یافت
خسرو هزار خسرو لشکر شکن یکیست ۵
بر خاستست نقش دویی از میان ما
ما از کمال عشق دو جانیم و تن یکیست ۶
در درگهت رقیب و هلالی برابرند
طوطی درین دیار چرا با زغن یکیست؟ ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.