خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق عمیق و فداکاری سخن میگوید. شاعر با بیانهای مختلف مانند تشبیه معشوق به گل، ماه و شمع، احساسات خود را بیان میکند. او حتی دشنام معشوق را شیرین میداند و از فداکاری و ایثار در راه عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۶۴ - جان من، الله الله! این چه تنست؟
جان من، الله الله! این چه تنست؟
نه تن تست، بلکه جان منست ۱
این که گل در عرق نشست و گداخت
همه از انفعال آن بدنست ۲
صد سخن گفتمت، بگو سخنی
کین همه از برای یک سخنست ۳
هست دشنام تلخ تو شیرین
چون نباشد؟ کزان لب و دهنست ۴
یک شب از در درآ، که ماه رخت
شمع بزم و چراغ انجمنست ۵
پیش روی تو شمع در فانوس
هست آن مرده ای که در کفنست ۶
کشتی و سوختی هلالی را
هر چه کردی به جای خویشتنست ۷
نه تن تست، بلکه جان منست ۱
این که گل در عرق نشست و گداخت
همه از انفعال آن بدنست ۲
صد سخن گفتمت، بگو سخنی
کین همه از برای یک سخنست ۳
هست دشنام تلخ تو شیرین
چون نباشد؟ کزان لب و دهنست ۴
یک شب از در درآ، که ماه رخت
شمع بزم و چراغ انجمنست ۵
پیش روی تو شمع در فانوس
هست آن مرده ای که در کفنست ۶
کشتی و سوختی هلالی را
هر چه کردی به جای خویشتنست ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳ - مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
گوهر بعدی:غزل ۶۵ - این همه لاله، که سر بر زده از خاک منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.