خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و توصیف زیباییهای اوست. شاعر از عشق، شراب، و زیباییهای معشوق سخن میگوید و از حالات روحی خود در این رابطه مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به شراب وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۵۹ - دلم به سینه ی سوزان مشوش افتادست
دلم به سینه ی سوزان مشوش افتادست
دل از کجا؟ که درین خانه آتش افتادست ۱
خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد!
چه خوش غمیست! که ما را به او خوش افتادست ۲
صفای باده و رخسار ساده هوشم برد
شراب و ساقی ما هر دو بی غش افتادست ۳
به خط و خال رخ آراستی و حیرانم
که این صحیفه به غایت منقش افتادست ۴
گهی که بر سر عشاق راند ابرش ناز
کدام سر، که نه در پای ابرش افتادست؟ ۵
به رسم تحفه کشم نقد عمر در پایش
ولی چه سود که آن سرو سرکش افتادست ۶
گرفت نور تجلی شب هلالی را
که روی خوب تو در جلوه مهوش افتادست ۷
دل از کجا؟ که درین خانه آتش افتادست ۱
خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد!
چه خوش غمیست! که ما را به او خوش افتادست ۲
صفای باده و رخسار ساده هوشم برد
شراب و ساقی ما هر دو بی غش افتادست ۳
به خط و خال رخ آراستی و حیرانم
که این صحیفه به غایت منقش افتادست ۴
گهی که بر سر عشاق راند ابرش ناز
کدام سر، که نه در پای ابرش افتادست؟ ۵
به رسم تحفه کشم نقد عمر در پایش
ولی چه سود که آن سرو سرکش افتادست ۶
گرفت نور تجلی شب هلالی را
که روی خوب تو در جلوه مهوش افتادست ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - عشق بازی چه بلا فکر خطایی بودست!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.