خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و شکستهای عاشقانه خود میگوید. او شبهای سخت و روزهای دشوار را توصیف میکند و از جفای زمانه و ملامتهای دیگران شکایت دارد. با این حال، عشق را ستایش میکند و پایداری در راه عشق را میستاید. همچنین، از رفتن معشوق و عدم بازگشت او اظهار تأسف میکند.
متن شامل مضامین عاشقانه عمیق و شکایت از روزگار است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ملامتهای اجتماعی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۵۷ - دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
از روز من مپرس، که آن خود قیامتست ۱
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ
ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست ۲
بر آستان عشق سر ما بلند شد
وین سر بلندی از قد آن سروقامتست ۳
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب
این هم که رفت و باز نیامد کرامتست ۴
ثابت قدم فتاده هلالی به راه عشق
او را درین طریق عجب استقامتست! ۵
از روز من مپرس، که آن خود قیامتست ۱
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ
ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست ۲
بر آستان عشق سر ما بلند شد
وین سر بلندی از قد آن سروقامتست ۳
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب
این هم که رفت و باز نیامد کرامتست ۴
ثابت قدم فتاده هلالی به راه عشق
او را درین طریق عجب استقامتست! ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - رفتست عزیز من و مکتوب نوشتست
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.