خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و هجران معشوق است. شاعر با خطاب به باد صبح و دیگر عناصر طبیعت، از غم هجران مینالد و به دنبال نشانهای از معشوق میگردد. او از تنهایی، بیپاسخی معشوق و رقیبان شکایت دارد و آرزوی دیدار را در دل میپروراند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۱ - ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
من مردم از برای خدا، جان من کجاست؟ ۱
شب های هجر همچو منی کس غریب نیست
کس را تحمل شب هجران من کجاست؟ ۲
سر خاک شد بر آن سر میدان و او نگفت
گویی که بود در خم چوگان من کجاست؟ ۳
خوبان سمند ناز به میدان فکنده اند
چابک سوار عرصه ی میدان من کجاست؟ ۴
تا کی رقیب دست و گریبان شود به من؟
شوخی که می گرفت گریبان من کجاست؟ ۵
خوش آن که چون به سینه ز پیکان نشان نیافت
تیر دگر کشید که پیکان من کجاست؟ ۶
از نه فلک گذشت هلالی، فغان من
بنگر که من کجایم و افغان من کجاست؟ ۷
من مردم از برای خدا، جان من کجاست؟ ۱
شب های هجر همچو منی کس غریب نیست
کس را تحمل شب هجران من کجاست؟ ۲
سر خاک شد بر آن سر میدان و او نگفت
گویی که بود در خم چوگان من کجاست؟ ۳
خوبان سمند ناز به میدان فکنده اند
چابک سوار عرصه ی میدان من کجاست؟ ۴
تا کی رقیب دست و گریبان شود به من؟
شوخی که می گرفت گریبان من کجاست؟ ۵
خوش آن که چون به سینه ز پیکان نشان نیافت
تیر دگر کشید که پیکان من کجاست؟ ۶
از نه فلک گذشت هلالی، فغان من
بنگر که من کجایم و افغان من کجاست؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.