خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر در نوروز، زمان شادی و گردهمایی، از غیبت یار خود مینالد. او از بیقراری، امید به وصال، و درد جدایی میسراید و در جستجوی آرامش و مونسی در شبهای تاریک است. همچنین، از روزگار سخت و گذر عمر با حسرت یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰ - روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟ ۱
مونسم جز آه و یارب نیست شب ها تا به روز
آه و یارب! مونس شب های تار من کجاست؟ ۲
گشته مردم، هر یکی، امروز، صید چابکی
چابک صید افکن مردم شکار من کجاست؟ ۳
نیست یک ساعت قرار این جان بی آرام را
یارب! آن آرام جان بی قرار من کجاست؟ ۴
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟ ۵
روزگاری شد که دور افتاده ام، آخر بپرس
کان سیه روز پریشان روزگار من کجاست؟ ۶
بود عمری بر سر کویت هلالی خاک ره
رفت بر باد و نگفتی خاکسار من کجاست؟ ۷
در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟ ۱
مونسم جز آه و یارب نیست شب ها تا به روز
آه و یارب! مونس شب های تار من کجاست؟ ۲
گشته مردم، هر یکی، امروز، صید چابکی
چابک صید افکن مردم شکار من کجاست؟ ۳
نیست یک ساعت قرار این جان بی آرام را
یارب! آن آرام جان بی قرار من کجاست؟ ۴
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟ ۵
روزگاری شد که دور افتاده ام، آخر بپرس
کان سیه روز پریشان روزگار من کجاست؟ ۶
بود عمری بر سر کویت هلالی خاک ره
رفت بر باد و نگفتی خاکسار من کجاست؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.