خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد فراق و غم عشق می‌نالد. او از روزگار غمگین، دوری یار، و رنج‌های عشق سخن می‌گوید و امیدوار است که خداوند امیدواران را به آرزویشان برساند. همچنین، از بی‌وفایی معشوق و دردهای ناشی از آن شکایت دارد.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴ - به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را

به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
که یاران در چنین روزی به کار آیند یاران را ۱

عجب خاری خلید از نو گلی در سینه ی ریشم!
که برد از خاطر من خار خار گل عذاران را ۲

ز ناز امروز با اغیار خندان می رود آن گل
دریغا! تازه خواهد کرد داغ دل فگاران را ۳

به صد امید عزم کوی او دارند مشتاقان
خداوندا، به امیدی رسان امیدواران را ۴

تو، ای فارغ، که عزم باغ داری سوی ما بگذر
که در خون جگر چون لاله بینی داغ داران را ۵

اگر من بلبلم، اما تو آن گل برگ خندانی
که از باغ تو بویی بس بود من هزاران را ۶

هلالی کیست؟ کان مه توسن برانگیزد به قتل او
به خون این چنین صیدی چه حاجت شهسواران را؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - به چه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.