خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق وصال معشوق است. شاعر از رنج هجران مینالد و از معشوق میخواهد که بر او رحم کند. او به زیبایی معشوق و تأثیر گریههایش بر تازهشدن باغ حسنت اشاره میکند و آرزوی دیدار جانان را دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۱ - یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
گل سراسر آتشست، اما نسوزد خار را ۱
دیگر از بی طاقتی خواهم گریبان چاک زد
چند پوشم سینه ی ریش و دل افگار را؟ ۲
بر من آزرده رحمی کن، خدا را، ای طبیب
مرهمی نه، کز دلم بیرون برد آزار را ۳
باغ حسنت تازه شد از دیده ی گریان من
چشم من آب دگر داد آن گل رخسار را ۴
روز هجر از خاطرم اندیشه ی وصلت نرفت
آرزوی صحت از دل کی رود بیمار را؟ ۵
حال خود گفتی: بگو، بسیار و اندک هرچه هست
صبر اندک را بگویم، یا غم بسیار را؟ ۶
دیدن دیدار جانان دولتی باشد عظیم
از خدا خواهد هلالی دولت دیدار را ۷
گل سراسر آتشست، اما نسوزد خار را ۱
دیگر از بی طاقتی خواهم گریبان چاک زد
چند پوشم سینه ی ریش و دل افگار را؟ ۲
بر من آزرده رحمی کن، خدا را، ای طبیب
مرهمی نه، کز دلم بیرون برد آزار را ۳
باغ حسنت تازه شد از دیده ی گریان من
چشم من آب دگر داد آن گل رخسار را ۴
روز هجر از خاطرم اندیشه ی وصلت نرفت
آرزوی صحت از دل کی رود بیمار را؟ ۵
حال خود گفتی: بگو، بسیار و اندک هرچه هست
صبر اندک را بگویم، یا غم بسیار را؟ ۶
دیدن دیدار جانان دولتی باشد عظیم
از خدا خواهد هلالی دولت دیدار را ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰ - جان خوشست، اما نمی خواهم که جان گویم تو را
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.