خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، فرصتهای زندگی، و بیم و امیدهای عاشقانه سخن میگوید. او از عشق ناتمام، خطرات رقیب، و اهمیت غنیمت شمردن زمان حال میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند خاکبوسی و مقام معنوی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مانند خطر رقیب یا عشق ناتمام ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
غزل ۴ - به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
بهدماهم گوشه چشمی که، رسوا کرده ای ما را ۱
پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهم
که روزی سایه بر خاکم فتد آن سرو بالا را ۲
حذر کن از دم سرد رقیب، ای نوگل خندان
که از باد خزان آفت رسد گلهای رعنا را ۳
دلا، تا می توان امروز فرصت را غنیمت دان
که در عالم نمی داند کسی احوال فردا را ۴
زلال خضر باشد خاک پایت، جای آن دارد
که ذوق خاکبوسی بر زمین آرد مسیحا را ۵
هلالی را چه حد آنکه بر ماه رخت بیند؟
به عشق ناتمام او چه حاجت روی زیبا را؟ ۶
بهدماهم گوشه چشمی که، رسوا کرده ای ما را ۱
پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهم
که روزی سایه بر خاکم فتد آن سرو بالا را ۲
حذر کن از دم سرد رقیب، ای نوگل خندان
که از باد خزان آفت رسد گلهای رعنا را ۳
دلا، تا می توان امروز فرصت را غنیمت دان
که در عالم نمی داند کسی احوال فردا را ۴
زلال خضر باشد خاک پایت، جای آن دارد
که ذوق خاکبوسی بر زمین آرد مسیحا را ۵
هلالی را چه حد آنکه بر ماه رخت بیند؟
به عشق ناتمام او چه حاجت روی زیبا را؟ ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳ - ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
گوهر بعدی:غزل ۵ - ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.