خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عرفانی و عاشقانه به ستایش معشوق الهی و جستجوی خداوند در وجود او میپردازد. شاعر از عشق و وفا، رنجهای عاشقی، و امید به لطف یار سخن میگوید و از مفاهیمی مانند دعا، بلا، و بخشش الهی استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و فلسفه عرفانی دارد.
غزل ۳ - ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
بگذار که در روی تو بینیم خدا را ۱
تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد
خاصیت عیسیست دم باد صبا را ۲
هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند
حیفست که بر خاک نهی آن کف پا را ۳
پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم
هرگز اثری بهتر ازین نیست دعا را ۴
می خواستم آسوده به کنجی بنشینم
بالای تو ناگاه بر انگیخت بلا را ۵
آن روز که تعلیم تو می کرد معلم
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟ ۶
گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست
شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟ ۷
بگذار که در روی تو بینیم خدا را ۱
تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد
خاصیت عیسیست دم باد صبا را ۲
هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند
حیفست که بر خاک نهی آن کف پا را ۳
پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم
هرگز اثری بهتر ازین نیست دعا را ۴
می خواستم آسوده به کنجی بنشینم
بالای تو ناگاه بر انگیخت بلا را ۵
آن روز که تعلیم تو می کرد معلم
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟ ۶
گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست
شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
گوهر بعدی:غزل ۴ - به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.