خلاصه و ردهبندی سنی
14+
در این متن، یک خروس تاجدار به عنوان مؤذنی دانا و وقتشناس توصیف شده که برخلاف دیگران از گذشت وقت نمیهراسد. سپس از جایگاه بلند او در گذشته سخن به میان میآید و اشاره میکند که شهوت و نفس او را به پستی کشانده است. اگر بر نفس خود غلبه میکرد، به جایگاه والایی در ریاض قدس و همدمی با خروس عرش میرسید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات تمثیلی نیاز دارد. همچنین، بحث دربارهی شهوت و نفس ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
بخش ۵۳ - حکایت خروس و مؤذن
با خروس آن تاجدار سرفراز
آن مؤذن گفت در وقت نماز ۱
هیچ دانا وقت نشناسد چو تو
وز فوات وقت نهراسد چو تو ۲
با چنین دانایی ای دستانسرای
کنگر عرشت همی بایست جای ۳
ماکیانی چند را کرده گله
چند گردی در ته هر مزبله ۴
گفت بود اول مرا پایه بلند
شهوت نفسم بدین پستی فکند ۵
گر ز نفس و شهوتش بگذشتمی
در ته هر مزبله کی گشتمی ۶
در ریاض قدس محرم بودمی
با خروس عرش همدم بودمی ۷
آن مؤذن گفت در وقت نماز ۱
هیچ دانا وقت نشناسد چو تو
وز فوات وقت نهراسد چو تو ۲
با چنین دانایی ای دستانسرای
کنگر عرشت همی بایست جای ۳
ماکیانی چند را کرده گله
چند گردی در ته هر مزبله ۴
گفت بود اول مرا پایه بلند
شهوت نفسم بدین پستی فکند ۵
گر ز نفس و شهوتش بگذشتمی
در ته هر مزبله کی گشتمی ۶
در ریاض قدس محرم بودمی
با خروس عرش همدم بودمی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را
گوهر بعدی:بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.