خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

قطران شاعری بود که با مهارت خود در شعر و ادب، مدح فضلون را می‌سرود. فضلون نیز در ازای هر مدح، به او صله می‌داد. اما با تکرار این کار، صله‌ها کاهش یافت و قطران از این رفتار خسته شد. سرانجام، او شبانه از حریم فضلون دور شد و صبح هنگام که فضلون او را نیافت، گفت که قطران از این بخشش‌ها خسته شده و رفت. فضلون اظهار داشت که قصدش بخشش بود، اما قطران تحمل این بخشش‌ها را نداشت و سفر را ترجیح داد.

متن دارای مفاهیم ادبی و اخلاقی است که درک آن‌ها به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، بررسی روابط اجتماعی و انگیزه‌های شخصیت‌ها برای نوجوانان و بزرگسالان جذاب‌تر خواهد بود.

مشاهده کامل

بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون

بود قطران نکته دانی سحرساز
قطره ای از کلک او دریای راز ۱

بهر دریا بخشش فضلون لقب
گفت مدحی سر به سر فضل و ادب ۲

طبع فضلون چون بر آن اقبال کرد
دامنش از مال مالامال کرد ۳

روز دیگر مدحت او را بخواند
ضعف اول سیم و زر بر وی فشاند ۴

همچنین روز دگر این کار کرد
روزها این کار را تکرار کرد ۵

شد ز بس تضعیف چندان آن صله
که به تنگ آمد ازانش حوصله ۶

چون درآمد شب چو برق از جای جست
وز حریم فضل فضلون بار بست ۷

بامدادانش طلب کرد و نیافت
گفت مسکین روی ازین دولت بتافت ۸

بودیم تا دست بر بذل درم
با ویم این بود دستور کرم ۹

لیکن او را تاب این بخشش نبود
در سفر زین آستان کوشش نمود ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی
گوهر بعدی:بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.