این متن به توصیف فردی سخاوتمند و بخشنده میپردازد که در جود و بخشش مانند دریا است و از او فیض و برکت فراوان به دیگران میرسد. مقایسههایی با افراد سخاوتمند مشهور مانند معن و حاتم طایی انجام شده است، اما حتی آنها در مقایسه با او بخیل به نظر میرسند. متن همچنین تأکید میکند که هیچ نیازمندی از درگاه او ناامید بازنمیگردد و احسان او به حدی است که دیگران از بار سنگین آن میگریزند.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 15 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی
بل کش از بحر عطا دریا کفی ۱
پر شدی از فیض آن ابر کرم
عرصه گیتی ز دینار و درم ۲
نسبتش کم کن به دریا کو ز کف
گوهر افکندی به بیرون وین صدف ۳
ز ابر بودی دست جود او فره
ابر باشد قطره بخش او بدره ده ۴
بزم جودش را چو می آراستم
نسبتش با معن و حاتم خواستم ۵
لیک اندر جنب وی بی قال و قیل
معن باشد مدخل و حاتم بخیل ۶
بس که دستش داشتی با بسط خوی
تافتی انگشت او از قبض روی ۷
قبض کف گر خواستی انگشت او
خم نکردی پشت خود در مشت او ۸
گر گذشتی بر در او سایلی
از جفای فاقه خون گشته دلی ۹
بس که بر وی بار احسان ریختی
تک زنان از بار آن بگریختی ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.