این متن یک شعر عرفانی و مدحی است که به ستایش مقام معنوی و دانش یک شخصیت برجسته میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر بلندپروازانه مانند آسمان، دریا، و اختران، عظمت و فضیلت این شخصیت را توصیف میکند و بر دانش، شجاعت، و جود او تأکید دارد. در پایان، شاعر آرزو میکند که با دریافت هدیهای از این شخصیت، بتواند مدحی بسراید که همچون دیبایی زیبا و آراسته باشد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۹۷ - در حق تاج الدین
بی ثنای تو هیچ دانایی ۱
نه چو قدر تو هست گردونی
نه چو جود تو هست دریایی ۲
اختران سپهر کی بینند
همچو رأی تو کار فرمایی؟ ۳
پست باشد بپیش همه تو
هر کجا چرخ راست بالایی ۴
نیست با دانش و شجاعت تو
هیچ پیری و هیچ برنایی ۵
گر فرستی بنزد این خادم
که چنو نیست نظم آرایی ۶
باده ای از شراب خانهٔ خاص
خوشگواری ، نشاط افزایی ۷
مدحتی گویدت ، که هر بینش
باشد آراسته چو دیبایی ۸
چیست به زان ثنا ؟ که خوانندش
فضلای جهان بهر جایی ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.