شاعر در این متن از درد و رنج خود میگوید و از خداوند یا شخصی بلندمرتبه (احتمالاً پادشاه یا پیر حکمت) درخواست کمک و شفاعت میکند. او امیدوار است که با کمک و رأفت این شخص، رنجهایش پایان یابد و آرامش به دلش بازگردد. همچنین، شاعر به اهمیت نصیحت و گفتار نیک پیران اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به عنوان پیر دولت، سخنی نیک بگوید.
این متن به دلیل استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی، برای نوجوانان و بزرگسالانی مناسب است که توانایی درک و تحلیل متون ادبی را دارند. همچنین، موضوعاتی مانند درد و رنج، درخواست کمک و حکمت، بیشتر برای این گروه سنی قابل درک و ارتباط است.
شمارهٔ ۹۶ - در حق مجدالدین
ز ناله چو نالم ، ز مویه چو موی ۱
تو دانی که : در حسن رأی ملک
چه آید ز احداث ما را بروی ؟ ۲
اگر هیچ دانی ، شود ممکنت ؟
فراغ دل من بنوعی بجودی ۳
بآب شفاعت ، که مقبول باد
ز رخسار من گرد محنت بشوی ۴
نکو گفتن آیین پیران بود
تویی پیر دولت ، نکویی بگوی ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.