خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناتوانی خود در انجام اعمال صالح و دوری از تقوای واقعی سخن میگوید. او اعتراف میکند که در طول عمرش نتوانسته قدمی بدون لغزش بردارد و همواره اسیر هوای نفس بوده است. شاعر به ضعف خود در برابر temptations اعتراف کرده و بیان میکند که بدون عنایت الهی، راه رفتن در مسیر virtue برایش ممکن نیست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
غزل ۱۷۸ - کدام زهد و چه تقوی که خالی از خللی
کدام زهد و چه تقوی که خالی از خللی
نکرده ام من مسکین به عمر خود عملی ۱
عجب مدار ز لخشیدنم به حشر که من
نرفته ام قدمی بر بساط بی زللی ۲
نَشُسته ام به همه عمر بر خلاف هوی
سواد خال خجالت ز چهره املی ۳
به گرد موکب چابک رکاب ره نرسد
عنان به دست هوی داده ای چو من کِسِلی ۴
نظر چگونه فتد بر تجلِّیات جلال
چو در مباصره باشد بهر طرف سبلی ۵
عروس حسن عمل زینت آن زمان یابد
که هم ز کسوت تقوی درو کشی حللی ۶
عنایت ار نبود دستگیر ابن حسام
چگونه راه رود پای بسته در وحلی ۷
نکرده ام من مسکین به عمر خود عملی ۱
عجب مدار ز لخشیدنم به حشر که من
نرفته ام قدمی بر بساط بی زللی ۲
نَشُسته ام به همه عمر بر خلاف هوی
سواد خال خجالت ز چهره املی ۳
به گرد موکب چابک رکاب ره نرسد
عنان به دست هوی داده ای چو من کِسِلی ۴
نظر چگونه فتد بر تجلِّیات جلال
چو در مباصره باشد بهر طرف سبلی ۵
عروس حسن عمل زینت آن زمان یابد
که هم ز کسوت تقوی درو کشی حللی ۶
عنایت ار نبود دستگیر ابن حسام
چگونه راه رود پای بسته در وحلی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - ای روی تو آیینه انوار تجلّی
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.