خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و عشق به او را بالاتر از بهشت میداند. شاعر از معشوق میخواهد که نقاب از چهره بردارد تا زیباییاش را به نمایش بگذارد و دل عشاق را تسلی بخشد. همچنین، او عشق به معشوق را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۷۷ - ای روی تو آیینه انوار تجلّی
ای روی تو آیینه انوار تجلّی
بنمای که یابد دل عشّاق تسلّی ۱
در هر سری از عشق و تمنا و هوائیست
ماییم و هوای تو ز اسباب تمنَّی ۲
از صورت خوب تو چه معنی بنماید
آن قوم که صورت نشناسد ز معنی ۳
تا جر رخ زیبای تو صورت نپرستند
گو حسن تو بگشای نقاب از رخ دعوی ۴
مأوای حریفان اگر از جنَّة خلدست
ما را سر کوی تو به از جنَّت مأوی ۵
بر خاک رهت ابن حسام ار ننشیند
در دیده غم دیده او خاک ره اولی ۶
بنمای که یابد دل عشّاق تسلّی ۱
در هر سری از عشق و تمنا و هوائیست
ماییم و هوای تو ز اسباب تمنَّی ۲
از صورت خوب تو چه معنی بنماید
آن قوم که صورت نشناسد ز معنی ۳
تا جر رخ زیبای تو صورت نپرستند
گو حسن تو بگشای نقاب از رخ دعوی ۴
مأوای حریفان اگر از جنَّة خلدست
ما را سر کوی تو به از جنَّت مأوی ۵
بر خاک رهت ابن حسام ار ننشیند
در دیده غم دیده او خاک ره اولی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - آن زلف مشَّوش وش اندر خم و تاب اولی
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - کدام زهد و چه تقوی که خالی از خللی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.