خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و درد دل سخن میگوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند باد، گل، و شراب به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، مضامین عرفانی مانند جستجوی حقیقت و پرهیز از افشای اسرار به چشم میخورد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۶۲ - مپیچ در سر زلف و بنفشه تاب مده
مپیچ در سر زلف و بنفشه تاب مده
حجاب ظلمت شب را به آفتاب مده ۱
دل خراب به چشم تو حال خود می گفت
به غمزه گفت که افسانه را به خواب مده ۲
به روز گریه دلم را شکیب می فرمود
به هایهای بگفتم سخن به آب مده ۳
چو ما ز لعل تو آب حیات می جوییم
بجانبی دگرم وعده سراب مده ۴
شراب ناب به افسردگان بده ساقی
چو من به بوی تو مستم مرا شراب مده ۵
صبا شمامه خاک دیار یار بیار
دگر مشام مرا زحمت گلاب مده ۶
بپوش سرّ حقایق ز سفله ، ابن حسام
خراج گنج معانی به هر خراب مده ۷
حجاب ظلمت شب را به آفتاب مده ۱
دل خراب به چشم تو حال خود می گفت
به غمزه گفت که افسانه را به خواب مده ۲
به روز گریه دلم را شکیب می فرمود
به هایهای بگفتم سخن به آب مده ۳
چو ما ز لعل تو آب حیات می جوییم
بجانبی دگرم وعده سراب مده ۴
شراب ناب به افسردگان بده ساقی
چو من به بوی تو مستم مرا شراب مده ۵
صبا شمامه خاک دیار یار بیار
دگر مشام مرا زحمت گلاب مده ۶
بپوش سرّ حقایق ز سفله ، ابن حسام
خراج گنج معانی به هر خراب مده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - شب است و خال تو اندر خیال چشم سیاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.