خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او خود را پرندهای اسیر در دام معشوق میداند و از آرامش و رامشی که در کنار او یافته سخن میگوید. شاعر معشوق را چنان بلندمرتبه میداند که خاک آستانهاش را همتراز عرش میشمرد و حضور او را مایه حیات خود میداند. او زیباییهای معشوق را توصیف میکند و از جام بادهاش آرزوی شادمانی میکند.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۷ - من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو ۱
ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی
از خاک آستانه عرش احترام تو ۲
روح ملک به جبهه بساید هزار بار
خاکی که بر کشند برو نقش نام تو ۳
زنده شود به بوی تو عظم رمیم من
بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو ۴
روی تو روز روشن و زلفت شب سیاه
فرخنده باد روز و شب و صبح وشام تو ۵
خوش می کشد به دایره خط زمرُّدی
برگرد شکَّرت لب یاقوت فام تو ۶
تا نسخ کرد ثلث عذارت خط غبار
نصفی خسوف یافت ز ماه تمام تو ۷
باشد صباح دور قیامت صبوح من
آن شب که جرعه ای بدهندم ز جام تو ۸
ابن حسام باده ی گلگون من ز دست
پاینده باد عشرت شرب مدام تو ۹
ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو ۱
ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی
از خاک آستانه عرش احترام تو ۲
روح ملک به جبهه بساید هزار بار
خاکی که بر کشند برو نقش نام تو ۳
زنده شود به بوی تو عظم رمیم من
بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو ۴
روی تو روز روشن و زلفت شب سیاه
فرخنده باد روز و شب و صبح وشام تو ۵
خوش می کشد به دایره خط زمرُّدی
برگرد شکَّرت لب یاقوت فام تو ۶
تا نسخ کرد ثلث عذارت خط غبار
نصفی خسوف یافت ز ماه تمام تو ۷
باشد صباح دور قیامت صبوح من
آن شب که جرعه ای بدهندم ز جام تو ۸
ابن حسام باده ی گلگون من ز دست
پاینده باد عشرت شرب مدام تو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۶ - دلم صید کردی بدان چشم آهو
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸ - چون بلا نیست بی مشیَّت او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.