این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر خود را به پرندگانی مانند طوطی و عندلیب تشبیه میکند و از جایگاه والای روحانی خود سخن میگوید. او اشاره میکند که در زوایای قدس معتکف است و محرم بزم سلطان است. همچنین، از درد و درمان خود میگوید و اینکه دیگران نباید از روی نوشته بخوانند، چرا که او نانوشتهها را میخواند. در پایان، شاعر خود را همچون گل تازه و خندان در حضور معشوق توصیف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری قدیمی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
غزل ۱۴۰ - طرفه طوطی ّ شکَّرستانیم
عندلیب هزار دستانیم ۱
طایر آشیان لاهوتیم
تو چه دانی که ما چو مرغانیم ۲
در زوایای قدس معتکفیم
محرم بزم عیش سلطانیم ۳
درد و درمان ما بجوی که ما
گاه دردیم و گاه درمانیم ۴
دیگران گو نبشته برخوانید
زان که ما نا نبشته می خوانیم ۵
جان به ما شاد و ما بجانان شاد
جان جانیم و جان جانانیم ۶
ما چو ابن حسام در رخ دوست
همچو گل تازه روی و خندانیم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.