خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد دل و شوق دیدار معشوق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا مانند جراحت دل، لب معشوق، موج خون در چشم، و تشبیه زلف به شام و رخسار به صبح، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند گل و پرندگان برای توصیف حالات عاشقانه استفاده شده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات کلاسیک آشنایی نسبی دارند و میتوانند از زیباییهای آن لذت ببرند.
غزل ۳۶ - مسلمانان دلی دارم جراحت
مسلمانان دلی دارم جراحت
ندانم تا مرا زین دل چه راحت ۱
لبم ریش دلم را تازه دارد
ز بس کان لب همی ریزد ملاحت ۲
بیا کر حسرت لعل تو چشمم
میان موج خون دارد سیاحت ۳
چو صبحت دوش دیدم بر سر بام
به شب پنداشتم الشَّمس لاحَت ۴
سر زلف تو شام است و رخت صبح
مبارک باد شامت با صباحت ۵
دگر بر هم نیارد دیده نرگس
که گل بیدار شد و الطَّیرُ ناحَت ۶
لب ابن حسام از شوق آن لب
ز طوطی می برد گوی فصاحت ۷
ندانم تا مرا زین دل چه راحت ۱
لبم ریش دلم را تازه دارد
ز بس کان لب همی ریزد ملاحت ۲
بیا کر حسرت لعل تو چشمم
میان موج خون دارد سیاحت ۳
چو صبحت دوش دیدم بر سر بام
به شب پنداشتم الشَّمس لاحَت ۴
سر زلف تو شام است و رخت صبح
مبارک باد شامت با صباحت ۵
دگر بر هم نیارد دیده نرگس
که گل بیدار شد و الطَّیرُ ناحَت ۶
لب ابن حسام از شوق آن لب
ز طوطی می برد گوی فصاحت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵ - مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.